تبليغاتX
نوشته جات
درسی از حضرت یوسف (ع) پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 17:49

در داستان حضرت یوسف علیه السلام که خداوند تبارک و تعالی آن را بهترین قصه ها می نامد آمده است بعد از اینکه حضرت یوسف به وسیله علم غیب که عطیه الهی به وی بود پیش بینی کرد که در چند سال آینده سرزمین مصر دچار قحطی می شود برای در امان ماندن از فاجعه قحطی و کاهش آثار آن تدبیری اندیشید و فرمان داد تا در طی سالهای رونق کشت و کار گندم را با خوشه ذخیره کنند تا در آینده با مشکل کمتری مواجه باشند. یوسف پیامبر که دارای علم الهی بود دست روی دست نگذاشت و منتظر آینده شوم نمی نشیند، او صرفا به دعا اکتفا نمی کند و تدبیر می اندیشد.  ما نیز اگر چه علم الهی و غیبی نداریم اما با قدرت اندیشه می توانیم برخی از حوادث آینده را پیش بینی کنیم و با درسی که از داستان حضرت یوسف آموخته ایم برای آن چاره اندیشی کنیم. اگر در سالهای پر آبی آبهای سفره های زیر زمینی که در مدت مدیدی جمع شده بود را با امکانات مکانیزه و با با اشتهای سیری ناپذیر استخراج نمی کردیم و آن را هدر نمی دادیم اکنون این همه هراس از خشکسالی نداشتیم و جالب آنکه بعد از خشکسالی هم به رویه خود ادامه می دهیم. هیمین طور نمی توان فقط دست به دعا برداشت که خدا کند زلزله نیاید بلکه یوسف پیامبر به ما می ­آموزد باید برای این پدیده قابل پیش بینی چاره اندیشی کرد.

نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |

تعداد دندان های اسب را بشمرید جمعه دوم بهمن 1388 16:1
نقل است که در یونان باستان گروهی که بحث و استدلال و جدل را تنها راه رسیدن به حقیقت می دانستند به بحث و جدل می پرداختند که تعداد دندانهای اسب چه تعداد است. عاقلی از آن میان به آنها گفت که این موضوع که جای بحث و جدل ندراد می توان به راحتی رفت و تعداد دندان های اسب را شمرد. بزرگان به اصطلاح دانشمند با او بد برخورد کرده و او را از مجلس خود بیرون کردند. این موضوع مربوط به زمانه یونان باستان نیست. در زمان ما نیز گویا گروهی می¬پندارند که تنها راه اثبات سخن بحث و جدل است و از این غافل شده¬اند که مشاهده بهترین راه اثبات یا رد برخی از ادعاهاست. راه آهن اصفهان شیراز نمونه این مباحث است. برخی عنوان می کنند که این مسیر هیچ مشکلی ندارد و قطار در آن حرکت می کند و گروهی اصرار دارند که قضیه عکس است و در این مسیر قطار قادر به حرکت نیست. آیا عاقلی در بین آنها نیست که بگوید برویم و تعداد دندان های اسب رابشماریم یا وجود دارد و می ترسد بیرونش کنند؟
نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |

پلیس مظلوم ما پنجشنبه یکم بهمن 1388 20:57
با تشکیل جامعه نیاز های گوناگون و متنوعی نیز به همراه آن به وجود می آید و برای رفع این نیازها سازمانهای گوناگونی شکل می گیرد. سازمانهایی متولی نیازهای معیشت و ارتزاق می شوند. سازمانهایی متولی فرهنگ می شوند.سازمانهایی متولی تامین رفاه و امنیت می شوند و به همین ترتیب سازمانهای مختلف نیازهای گوناگون را بر عهده می گیرند. اما این نیازها و به تبع آن سازمانهای متولی این نیازها جزایر جدا از هم نیستند. همه آنها با هم ارتباط دارند و بر یکدیگر تاثیر می گذارند. فرهنگ بر اقتصاد موثر است . اقتصاد بر سیاست موثر است و همه اینها با امنیت در ارتباط هستند. بدیهی است اگر سازمانهایی که تامین بخشی از این نیاز را بر عهده گرفته اند کم کاری کنند یا کار خود را به درستی انجام ندهند سایر بخشها و سایر سازمانها باید تاوان آن را بپردازند و بار آن را به دوش بکشند. با این مقدمه خواستم به باری که کم کاری بخشها و سازمانهای دیگر به دوش پلیس انداخته است اشاره کنم. کم کاریهایی که باعث می شود موضوعی فرهنگی، سیاسی یا حتی فنی تبدیل به موضوعی امنیتی گردد و پای پلیس به میان آید و واضح است که نتیجه چه فاجعه بار است زیرا گره ای که بایستی با دست باز می شد اکنون به ناچار باید با دندان باز شود. اما مصادیقی چند از این واقعیت در بخشهای مختلف: فرهنگی: کم کاری بخش های فرهنگی در ارایه مدلهای صحیح عزاداری و زدودن خرافات از آنها باعث پیدایش دسته های عزاداری مخل امنیت مانند قمه زنی شده که به ناچار پای پلیش به میان می آید که کاش هرگز نمی آمد. اقتصادی: کم کاری بخش اقتصادی در ایجاد رونق اقتصادی و به تبع آن بیکاری و سیل مهاجرت به شهرها و مفاسدی که به بار می آورد و جنایاتی که از همین مدخل انجام می گیرد که خود داستان مفصلی است. فنی: تولید خودروهای ناایمن و به تبع آن ایجاد تصادفات رانندگی که باز پای پلیس را به میان می کشد. سیاسی: عقده گشایی و ترویج دروغی به نام تقلب در انتخابات از سوی عده ای و به تبع آن عدم توانایی سیاسیون در مدیریت صحیح اعتراضات و اقناع مردمی که برای آنها ابهام پیش آمده باعث ایجاد تنش هایی شد که باز پای پلیس را به میان کشید. بدین گونه است که پلیس ما وام دار مشکلات سایر بخشها و به عبارتی مظلوم است.
نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |

که یا چه؟ پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 16:13
در حدیثی از یکی ازمعصومین آمده است که به کسی که سخن می گوید نگاه نکنید بلکه به سخنی که می گوید توجه کنید. یعنی معیار حق یا باطل بودن کلام، گوینده آن نیست بلکه محتوای کلام است. مانند بسیاری از امور دیگر در عمل به این حدیث نیز افراط و تفریط شده است به گونه ای که برخی حتی به شمه ای از این حدیث نیز عمل نمی کنند و برخی دیگر به حد افراط به آن عمل می کنند. گروه نخست تنها معیار درست یا غلط بودن هر سخن را گوینده آن می دانند و حتی حاضر نیستند سخنان دیگرانی را که قبول ندارند بشنوند. این مشکل در همه سطوح از مردم کوچه و بازار گرفته تا محیطهای علمی و افراد سیاسی را در برمی گیرد . مثلاً در محیطهای علمی تقریبا غیر ممکن است که یک دانشجوی عادی بتواند بدون اینکه نام استاد برجسته ای بر مقاله اش باشد آن را در مجله ای به چاپ برساند یا در کنفرانسی ارایه دهد حال هرچند محتوای آن مناسب باشد. یا مثلا در محیطهای سیاسی حتی دقیق ترین آمار در زمینه رتبه بندی کشورها، در زمینه شاخصهای اقتصادی و سایر سخنانی که کاملا صحت دارد، چون توسط فلان دشمن بیان شده است توسط برخی نماد دروغ، توطئه و دشمنی خوانده می شود و هر کس نیز که در داخل همین سخنان را بگوید جیره خوار دشمن لقب می گیرد. گروه دوم در عمل نمودن به حدیث فوق راه افراط می پیمایند. آنها ساده لوحانه از هر تریبونی و هر شخصی سخنی به ظاهر درست و حق را بشنوند به سمت آن می شتابند غافل از اینکه بسیاری از کلمات زیبا در واقع دامی است برای یک مقصد شوم. همانگونه که در جنگ نهروان شعار خوارج در مقابل حضرت علی سخنی حق و برگرفته از قرآن بود که لا حکم الا لله. همین سخن حق بسیاری از افراد ساده لوح را فریب داد که به سمت باطل کشیده شدند. خود علی علیه السلام در مقابل این شعار آنان می گفت این سخنی حق است که از آن باطل اراده شده است. بسیاری از موارد اتفاق می افتد که سخنی حق گفته میشود اما باطل از آن اراده می شود. دراین گونه موادر نمی توان به گوینده سخن توجه نداشت و آن را نادیده گرفت. یعنی به هدف گوینده نیز باید توجه داشت.
نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |

جامعه شناسی گرد و غبار چهارشنبه هفدهم تیر 1388 23:10

چند روزی که تهران به خاطر نفوذ گرد و غبار آلوده شده بود، مسئولان، رسانه ها و همه به تکاپو افتادند. برنامه های آموزشی، اطلاع رسانی لحظه به لحظه، توزیع ماسک رایگان، سفر مسئولان محیط زیست به عراق برای بررسی مشکل و حتی تصمیم به تعطیل کردن شهر اقداماتی بود که انجام شد. البته این اقدامات اولا کم بود دوما نوشداری بعد از مرگ سهراب. اما سوال اینجاست که آیا این همه داد و بیداد از این بابت بود که پدیده جدیدی رخ داده است؟ مسلما این گونه نیست. هم وطنان ما در شهرهای جنوبی و غربی به ویژه در استان خوزستان و لرستان چهار سال است با این پدیده روبه رو هستند و برای آنها امری عادی شده است. پس چرا تا کنون کسی به خود تکانی نمی داد. آیا باید بحران به تهران برسد تا همه بیدار شوند؟ چرا وقتی مردمان برخی شهرها هر روز در گرد و غبار زندگی می کنند، در دمای 50 درجه با قطعی مکرر برق مواجعه هستند، از آب آشامیدنی سالم محروم اند، کسی هیچ حساسیتی نشان نمی دهد اما همین مشکلات در سطح کمتر  در شهرهای بزرگ حساسیت ایجاد می کند؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |

دستگاه ادرای ایران، با دو مشکل مواجه است که با هم در تناقض هستند. یکی وجود بوروکراسی عظیم و هجیم است که باعث طولانی شدن امور می گردد به گونه ای که  یکی از شکایات ارباب رجوع طولانی شدن فرایند انجام کارهای آنها است. مشکل دیگری که در این دستگاه وجود دارد پارتی بازی آشکار و فراوان دراین دستگاه است آن چنان که در بین مردم رایج شده است قبل از انجام شدن کارهایشان و مراجعه به اداره ای حتما از قبل با یک نفر آشنا تماس بگیرند و به اصطلاح سفارش شوند.

این دو مشکل در تناقض است. چرا که مقصود از نظام بوروکراسی که توسط جامعه شناس شهیر آلمانی ماکس وبر مطرح شد، عبارت بود از ارزش دادن به عقلانیت و مبنا قرار گرفتن قانون و قواعدی که برای همگان به شکل یکسان اجرا می­شود. و یکی از انگیزه های وی از طرح این نظریه نبرد با پدیده پارتی بازی و آشنا بازی در نظام ادرای آلمان بود.  پس چگونه است که در یک نظام اداری بوروکراسی و پارتی بازی که در اصل با هم سر جنگ داشته اند، این گونه مسالمت آمیز در کنار هم زندگی می­کنند.

یکی از مهمترین مورادی که در این زمینه می­توان به آن اشاره کرد نظریه نهادی شدن است که اخیرا در مدیریت مطرح شده است. بر طبق این نظریه بسیاری از اقداماتی که سازمانها انجام می دهند به جهت کسب مشروعیت است یعنی سازمان به گونه ای عمل می کند و ساختاری به خود می دهد که  در نظر دیگران عقلایی و قانون مند به نظر آید نه آن که لزوما عقلایی و قانون مند باشد. با این کار یعنی جلوه کردن به گونه ای که دیگران سازمان را قانون مند ببینند، سازمان بقا می یابد و موجودیت آن حفظ می شود.

بر این اساس می توان ادعا کرد که بوروکراسی موجود در نظام اداری ایران کارکردی نهادی دارد و همچون پوسته ای بر روی واقعیت این دستگاه که همانا آشنا بازی و پارتی بازی است، کشیده شده تا آن را قانون مند نشان دهد در حالی که بطن این ساختار چیز دیگری است و مملو از جانشینی رابطه به جای ضابطه است.

نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |

بهترین اقدام گاهی عدم اقدام چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 9:38

ناخوش آوازی به بانگ بلند آواز همی خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت تو را مشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت پس این زحمت خود چندین چرا همی دهی؟ گفت از بهر خدا خوانم. گفت از بهر خدا مخوان.گر تو قرآن بر این نمط خوانی، ببری رونق مسلمانی.

این حکایت سعدی بیانگر این است که گاهی  مهمترین کاری که برای دفاع از موضوعی باید انجام گیرد این است که کاری انجام نشود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |

دزدان محترم یکشنبه دهم خرداد 1388 23:32

دزدی یا سرقت به معنای این است که شخصی مالی را که متعلق به فردی است به ناحق تصاحب کند. مسلم است شخصی که چنین می کند بی آبرویی می شود، در جامعه طرد می شود و به عنوان فردی منفور یاد می شود. اما دزدانی در جامعه ما وجود دارند که علی رغم اینکه حاصل دسترنج دیگران به ناحق استفاده می کنند، از احترام نیز برخوردارند و جالب آنکه با این دزدی خود احترام کسب کرده اند. این دزدان محترم برخی (تعداد انگشت شماری) از اساتید دانشگاه هستند. آنها حاصل زحمات دانشجویان خود را در ترجمه کتاب، در تالیف مقاله، در انجام طرح پژوهشی به نام خود ثبت می کنند از آن استفاده می کنند و با آن فخر فروشی می کنند. اینجا ما با پدیده سرقت علمی (Plagiarize)  مواجه می شویم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |

نمادهای فرهنگ چهارشنبه ششم خرداد 1388 12:7

فرهنگ در دو سطح وجود دارد: سطح نمایان و سطح عمیق.  به گونه ای که می توان فرهنگ  را به یک کوه یخ شناور در آب تشبیه کرد که قسمت اعظم آن در زیر آب و قسمت اندکی از آن نمایان است.  سطح عمیق و پنهان فرهنگ شامل باورها و پیش فرضها و نیز ارزش ها و هنجارها هستند . باورها و پیش فرضها چیزهایی هستند که توسط اعضای فرهگ مسلم فرض می شوند و کمتر اعضا در مورد آن شک می کنند.  ارزش ها، اصول، اهداف و استانداردهایی هستند که از اهمیت ذاتی برخوردارند و مبنایی برای قضاوت در آنچه درست و آنچه غلط است شکل می دهد. هنجارها نیز به طور تنگاتنگی با ارزش ها گره می خورند. هنجارها، قواعد نانوشته ای هستند که به اعضای فرهنگ اجازه می دهند آنچه را از آنها انتظار می رود، بشناسند. در سطح بالا و نمایان آن پدیده های قابل رویت وجود دارد که عبارتتند از  شیوه رفتار افراد، نوع لباس پوشیدن، نشانه ها و علایم، جشن ها، مراسمها و داستان ها و غیره.

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی مهرابی کوشکی  | لینک ثابت |